X
تبلیغات
www.aminrahmany.blogfa.com - اندیشه های لوکوبوزیه
شهرسازی

دیدگاه لوکوربوزیه در رابطه با شهرسازی :
شهرسازی تنظیم جاها و محیط های متفاوتی است که می بایست توسعه ی زندگی مادی، احساسی و معنوی را در همه ی شکل گیری های فردی و اجتماعی آن، حراست نماید. شهرسازی هم مجتمع های شهری و هم مجموعه های روستایی را در بر می گیرد. شهرسازی به خاطر طبیعت و نفس آن، به عملکرد خود متکی بوده و در جواب گویی به کاربردهای اساسی سکونت، کار و تجدید حیات نظارت دارد. بنابراین مواردی مانند : اشغال زمین، تشکیلات و نظم دادن به ترافیک و قانونگذاری به آنها اختصاص می یابد. کاربردهای مذکور در شرایط حاضر از جانب مجتمع های مسکونی حمایت نمی شوند. روابط موجود بین مکان هایی که به این کاربردها اختصاص می یابند می بایست مجدداً محاسبه و سنجیده شوند، البته به طریقی که تعادل صحیحی بین حجم های ساخته شده و فضاهای خالی بوجود آورد. مسأله ترافیک و تراکم آن می یابد مورد بررسی قرار گیرد. قطعه بندی و تجزیه زمین که متعاقب تفکیک ها، معاملات و سودجویی های سوء، صورت می گیرد، می باید جای خود را به اقتصادی متکی بر ترکیب مجدد املاک بدهد، بر پایه ی این ترکیب مجدد ملک ها، شهرسازی قادر خواهد بود تا به نیازهای موجود جوابگویی کرده و توزیع یکسان ارزش های افزوده ناشی از اقدامات عام المنفعه را بین مالکین و بین افراد جامعه تضمین نماید.

اصول کلی آراء لوکوربوزیه:
ساختن، یک فعالت اولیه ی انسان بوده و به تحول وی پیوسته است. معماری به مثابه ی بیانی از روحیه ی یک دوره ی تاریخی در می آید. لوکوربوزیه با وقوف بر تغییرات عمیقی که ما شینیزم بوجود آورده بیان می کند که تغییر شکل شالوده اجتماعی و نظام اقتصادی، جبراً دگرگونی را در پدیده ی معماری موجب خواهد گردید، بنابراین به دنبال هماهنگی بخشیدن به عناصر حاضر در دنیای مدرن و بازگرداندن معماری به انجام وظیفه ی اولیه اش (وظیفه ای که به نظام اقتصادی و اجتماعی پیوند داشته و کلا در خدمت شخص انسان است) می باشد.

 دیدگاه لوکوربوزیه در رابطه با اقتصاد عمومی:
به نظر لوکوربوزیه تشکیلات یک کشور خواستار پیوندی صمیمانه مابین معماری و اقتصاد عمومی می باشد. فکر «بازده» که مانند یک اصل مسلم در زندگی مدرن راه یافته است، به هیچ وجه مستلزم بهره جویی حداکثر نیست، بلکه خواهان تولید کافی برای جوابگویی به احتیاجات انسانی می باشد. یک بازده واقعی ثمره کاربرد مقرراتی می باشد که بر طرح های معماری بسته شود. معماری می باید ذخایر عظیمی را که از طرف تکنیک صنعتی ارائه می شود به خدمت گیرد.

منشور آتن:

منشور آتن محصول چهارمین کنگره ی بین المللی معماری مدرن که طی جلسات کار آتن طرح ریزی شد، توسط لوکوربوزیه مدون شد و در سال 1941 در فرانسه منتشر گشت. این کتاب که به عنوان یکی از بارزترین مانیفست های معماری_شهرسازی می تواند پذیرفته شود، معرف این مقطع خاص از روند پرماجرای زندگی نهضت معماری مدرن می باشد : لحظه ای از زندگی حرفه ای_ اجتماعی معماران و شهرسازان که با همه ی رسالت تاریخی ای که به آنان نسبت داده می شد و با همه انعکاسی که اندیشه هایشان در محیط فرهنگی روزشان داشت، خارج از میدان فعالیت های طراحی_ اجرایی قرار داشتند و در بهترین صورت و به خرج انرژی و وقت خودشان می توانستند درباره مسائل و روش های معماری و شهرسازی به بحث نشینند. در همین زمان به خاطر تحرک اقتصادی و رفاهی که در کشورهای اروپا وجود داشت، بخش خصوصی و دولت ها، کارهای خود را به آن دسته از حرفه ای ها می سپردند که به عنوان فرزندان خلف معماران مورد اطمینان بارون هوسمن، به چیزی جز اجرای فن خود نمی اندیشیدند و شفیته ی آن بودند که بتوانند در زمانی هر چه کوتاهتر، فضایی هر چه بزرگتر از شهر را با مصنوعات خود پر کنند و از هر تفکری که منجر به شک روی ماهیت اقدامات و خاصیت معنوی فرآورده هایشان می گردید، بپرهیزند.
منشور آتن تلاشی را معرفی می کند که در عین حال به دو سوی متمایز و متضاد توجه دارد : نضج دادن تفکر نوین در فرهنگ معماری و شهرسازی _ که مسأله ی فرهنگی و تعهد اجتماعی معماران نوپرداز را معرف است_ و راه یافتن به فضای اجرایی ، که به عنوان نیازی زنده به شمار می رود.
این کتاب اندیشه های نهضت معماری مدرن را از راه تدوین لوکوربوزیه، معرفی می کند.
لوکوربوزیه هدایت جامعه را در تفکر و خلاقیت هنری به دست (الیت) یا گروههای اندیشمند، نخبه و متعهد می سپارد که می بایست از طریق دولت ها کار کنند. گروپیوس اعتقاد بر آن دارد که الیت ها از راه حضور فعال در جامعه و حفظ موقع خود در مقابل دولت ها می بایست وظایف خلاقانه ی خود را انجام دهند.
دو طرز کار و گرایش اصولی را می توان در فضای ممتد کار کنگره های معماری مدرن از یکدیگر تمیز داد :
اول_ آنکه به واقع گرایی معماران و شهرسازان بستگی داشته و از دیدگاهی تاریخی به رویدادها و خواسته های حرفه ای می نگرد : گرایشی که بر پندار و بحث روی ویژگی های زیر بنایی متکی است.
دوم_ آنکه با قبول ضمنی عدم توانایی معمارها_ شهرسازها نسبت به انجام اقداماتی اصولی وریشه ای عملاً به مسائلی می پردازد که جوابگویی به آنها درگیری و مشارکت هایی را درامور، لازم نداشته باشد.
مدون منشور آتن بسیار نزدیک به گرایش اول ولی به هر حال همراه با گرایش دوم، که خواستار ترویج منطق و دستورهای پیش ساخته شده می باشد، شکل می گیرد.

شالوده و ایده های منشور آتن :
از اولین عنوان های منشور : وجود پیوندهای ناگسستنی بین مجموعه ای از شرایط کالبدی (ساختمانی، بهداشتی و اندازه های تناسبات فضایی)، شرایط روانی و ویژگی های تأکید لزوم توجه به جمیع ویژگی های واحدهای معماری شهری اعم از خصوصی یا عمومی، توجه دادن به مسئولیت اجتماعی معماران و شهرسازان در امر شکل دادن به فضای کالبدی و بالنتیجه فضای زیستی و روانی، نادیده نگرفتن لزوم قوانین و مقررات خاص در تضمین اجرای آنچه طرح ریزی می شود، مشارکت دادن مستقیم و غیر مستقیم شهروندان در تدوین نظام کالبدی_ جغرافیایی شهر، احترام به طبیعت و انجام جایگزینی های صحیح بخش ها و نواحی نوین شهر در تبعیت از آن، احترام به مواریث فرهنگی _ معماری موجود در محلات قدیمی یا در هسته های مرکزی شهرها و ...می باشد.
شهر، معرف و بازگوکننده ی روابط اقتصادی و اجتماعی_ فرهنگی مردم آن، همیشه تغییر شکل داده و هر بار _ در پی نیازهای معین لحظه تاریخی ای که در آن می زیسته_ شالوده ی فضایی و نظام اجتماعی و اداری متفاوتی پذیرفته است. شهر مدرن که برخلاف گذشته، از سرعت سرسام آوری ناشی از تحرک اجتماعی_ اقتصادی خاص دوران ماشینیزم متضرر است، هنوز در نوعی بلاتکلیفی به سر می برد. جامعه شهری هنوز نتوانسته روشی را در خور پیشرفت تکنولوژیک و تکامل دانش های اجتماعی برای خود بیابد تا به کمک آن بتواند برای همگی شهروندان فضای زیستی ای را خلق کند که از وقار انسانی آنان نکاهد، برعکس شخصیت آنان را تأیید کند. قدرت یافتن همیشه بیشتر بخش خصوصی در انجام انتخاب ها و اتخاذ تصمیم های بزرگ روی فضاهای شهری نکته ای است که پایه گذاران منشور آتن، به عنوان یکی از بلاهای محیط انسانی، از آن یاد می کنند.
منشور آتن در مجموعه 95 گانه اش، نکاتی را عرضه می کند که از یک سو پیش تاز بودنش را نسبت به دهه 4 قرن ما منعکس می دارند و از سوی دیگر برای حل مسائل شهری و معماری روش ها و اندیشه هایی را رهنمون می شود که عمر چندانی پیدا نمی کنند. نظریاتی اصولی درباره پیوندهای شهر و منطقه اش، راهنمایی های ریشه ای درباره ی تصاحب دموکراتیک فضای زیستی، فرمول هایی برای جایگزینی عناصر معماری _ شهری در محوطه های سرسبز و آزاد کردن فضا برای فعالیت های همگانی خلاق، اندیشه هایی است که قبلاً نیز توسط دیگران ابراز شده اند، اما مطلب اصلی آن است که پایه گذران منشور آتن به جمع بندی و بهره گیری از فرهنگی نشسته بودند که آنان را به هر حال تا حدودی به دیروز شان پیوند می داد و فرآورده ی آنان را بصورت یک دکترین تاریخی، یک مانیفست اجتماعی_ سیاسی و منظومه ای از اظهار نظرهای عینی عرضه می کرد.
منشور آتن به گونه ای بارز دو رشته فکری اساسی را که زیر عنوان های فونکیسونالیسم و رسیونالیسم در معماری قرار می گیرند، درهم آمیخته و در نحوه ی تحلیل و ارائه طریق به کاربرده است. تنها یک تفکر اروپای قرن 20 می تواند، کارکردهای شهر را به صورت قابل تفکیک از هم و فضاهای مربوط به هر یک را جدا از دیگر فضاها بشناسد. و تنها متکی بر یک تفکر رسیونالیستی است که می توانیم به ارتباطات فکر کنیم ولی به تماس هایی که در همین فضاهای ارتباطی میسر و سازنده اند توجه نداشته باشیم.

دو گونه شاخص اصلی را می توانیم در محتوای مفهومی منشور آتن دارای توان یا قدر تعین مفهومی بیشتری بدانیم:
-1آنجا که در این متن مدون شهر به مثابه ی منظومه ای دانسته می شود که 3 گونه کاربری اصلی اش (سکونت و کارهای تولیدی و گذران وقت آزاد) به وسیله ی شبکه ی راه یابی یا ارتباطی با یکدیگر پیوند می خورند و به قید نظم ، هر یک، کارآ می شوند.
-2 آنجا که نظم یافتگی اجتماعی و شهری زیستن، به ترتیبی بهینه به صورتی تعمیم یافته برای تمامی لایه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی شهروندان بر کارایی داشتن اندیشه ها و ساختار دموکراتیک شهر (به مثابه ی یک نهاد انسانی _ مدنی)مشروط می گردد.
حاصل حضور فعال این دو شاخص اصلی مفهومی شهری_ از دیدگاه تدوین کنندگان منشور آتن _ بوجود آورنده ی برابرای حقوقی دانسته می شود که ساکنان و شاغلان و مهمانان بر هر شهری باید از آن برخوردار باشند و این مهم آنجا که جامه ی عمل بپوشد، شرایط بهره وری یکسانی از فضای ساخته شده را برای تمامی شهروندان فراهم خواهد کرد

شاخص های اصلی ابزاری _ کاربردی ای که در محتوای «منشور» دیده می شوند، هم به ظاهر و نیز در معنا، سخن از آن دارند که مکان های برگزاری امور سکونت و کار و گذران وقت آزاد، از یکدیگر قابل تفکیک اند. خانه، پذیرای امور گوناگون مربوط به تولید نیست، در کارگاهها نمی توان و نباید زیست و... در این زمینه دو مقوله_ بیش از دیگر مقوله هایی که می توان تعریف و تعیین کرد_ جلب نظر می کنند، اولی : سنت در شهر زیستن و شهری زیستن است . دومی : «زونینگ» یعنی تدبیری که تمامی تأیید های لازم برای درست بودن و کارآ بودنش از سوی تدوین کنندگان منشور اعلان نشد.
 

                     

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 12:22 PM  توسط amin rahmany | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
90/09/01 - 90/09/30
90/03/01 - 90/03/31
89/10/01 - 89/10/30
89/08/01 - 89/08/30
آرشیو موضوعی
شهرسازی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Yahoo! Messenger [YMS]آدرس آیدی اینجاست amin_rahmany2001